.
پرتره نگاری از شخصیت های بزرگ تاریخی بی آن که خودشان بخواهند موضوع یک نقاشی باشند را باید یکی از مهم ترین رویکردهایی بدانیم که اندی وارهل برجای گذاشت. در پرتره ی بالا از خانم کاندُلیسا رایس تحت عنوان «وزیر خارجه» به سال ۲۰۰۵ اثر لوک تویمانس خبری از عینیت گرایی دوبعدی وارهل نیست، اما این تغییری را در این اصل به وجود نمی آورد که در مورد هر دو نقاش نگاه خیره ی هنرمند آزادانه بر شخصیت ها و وقایع سیاسی دوخته می شود و مصرانه پینگ پنگی را میان واقعیت پیش پا افتاده ی رسانه ای در یک سو و واقعیت کاریزماتیک زیباشناختی در سوی دیگر برقرار می کند.
خاطرات تاریخی و تاریخ در حال تجربه شدن مضامین اصلی آثار لوک تویمانس را تشکیل می دهند که نقاشی هایش اینک در قالب اولین نمایشگاه جامع مرور آثارش در آمریکا در موزه ی هنر مدرن سن فرنسیسکو در معرض دید قرار گرفته اند. همچون یک فیلمساز یا نویسنده تویمانس دست به یک مطالعه ی وسیع آرشیوی بر روی موضوعاتی که می خواهد نقاشی کند می زند و جنبه های گوناگون زندگی و فکر آن ها را پیش از شروع به نقاشی وارسی می کند. سپس تنها در یک نشست نقاشی اش را شروع و تمام می کند.
اغلب آثار این هنرمند بلژیکی واجد مضامین سیاسی هستند و وجوه دو یا چندگانه ی خاطرات رنگ پریده اما سمج پدیده های بحث انگیز تاریخی، همچون جنگ جهانی دوم و هولوکاست و یا استعمار بلژیک در کنگو، تم های محوری نقاشی های او را تشکیل می دهند. یکی از مهم ترین جنبه های آثار تویمانس، که کارش در جریان دهه ی نود و عصر «ابر شاه راه های اطلاعاتی» مورد توجه قرار گرفت، شکل گرفتن نقاشی های وی از عکس ها و تصاویر رسانه های خبری دیجیتال یا سنتی تر است.
پالت رنگی محدود تویمانس با ضربه قلم های فرار خیس در خیس اش، نهایتا اثری را در برابر ما می گذارد که به سختی می توان در آن هاچیزی برای دوست داشتن به چنگ آورد. این کسالت باری و سردی و عدم تعین تصویری او در تضادی آشکار با همکار و هم وطن قرن پانزدهمی اش، یان فان آیک فلاندری قرار دارد، که تویمانس او را به طور قطع بزرگ ترین نقاش همه تاریخ می داند، به ویژه به آن سبب که او واقع گرایی را به جهان متعصب دینی آن زمان معرفی کرده است. با این حال به زعم او: «در کتابچه ی من، هنر از هنر ناشی نمی شود، بلکه از واقعیت مشتق می شود». این واقعیتی است منعکس شده از نگاه بی حوصله و دل زده ی یک مخاطب نیمه خمار اخبار شبانگاهی تلویزیون.