.
اُمِر فست با دو نمایشگاه مهم همزمان در موزه ی ویتنی و گالری پست مستر، بحث داغ نیویرکی هاست. فـَست از جمله چهره هایی است که با ویدئوهای اش در دهه اول هزاره ی جدید مطرح شد. در واقع نمایشگاه ویتنی او با اثری تحت عنوان «نوستالژی» جایزه ای است که آقای فـَست در سال ۲۰۰۸ نمایشگاه ویتنی از آن خود کرد. فست که فارغ التحصیل کالج هانتر (دانشگاه شهر نیویرک) است، از همان پروژه ی فارغ التحصیلی اش در سال ۲۰۰۰ گرایش های اصلی کارش را رقم زد، در این اثر او دو تصویر بازنمود شده را در کنار هم می نشاند: از سویی کلیپ هایی از فیلم مشهور«اسلحه ی مرگبار» را می بینیم با شرکت مل گیبسن و دنی کلور، و در مانیتـُری دیگر خود اُمِر فست را که در حال تقلید کردن باند صوتی فیلم است با دهان، به طور کامل. سه سال بعد در «فهرست اسپیلبرگ» او بار دیگر به تم بازنمایی از بازنمایی پرداخت.
دغدغه های هویتی دینی فست در سال ۲۰۰۸ با «نفس عمیق بکش» [تصویر بالا] دوباره طرح شدند، هنگامی که وی به تصویر تکان دهنده و کمیک واقعه ی پرداخت که در آن یک بمب گذار انتحاری وارد یک مغازه فلافل فروشی در شهر زادگاهش اورشلیم می شود و خود را منفجر می کند. یک تکنیسین اورژانس به کمک می شتابد و می کوشد به پیکری که بر اثر انفجار هر دو پا و یک دست اش قطع شده اند اما هنوز نفس می کشد، تنفس مصنوعی دهد. اندکی بعد او می میرد و ما در می یابیم که آن پیکر در واقع همان بمب گذار انتحاری بوده است. با این حال ماجرا به این درس آموزنده ختم نمی شود: در میانه ی صحنه ای که لبان دو مرد برای تنفس مصنوعی بر روی هم قرار گرفته، گروه شروع به مسخره کردن بازیگر نقش بمب گذار کلمن شده می کنند و به این نتیجه می رسند که او چندان خوب نیست و باید عوض شود و اندکی بعدتر پیچش کمیک ویدئو آن جا بالا می گیرد که یک مامور پلیس لس آنجلس وارد می شود تا مجوز آقای فست (کارگردان) را چک کند.
روایت بنابراین مساله ی اساسی اُمر فست است. می گوید: «من نه با واقعیت مستقیم، بلکه با بازنمایی ها و داستان ها سر و کار دارم. مبنای حقیقی آن چه به آن مشغولم برایم چندان جذاب نیست. حقیقت در کنش قصه گویی جای دارد.» بنابراین آن چه دغدغه ی اصلی اوست فرایند دائمی تحریف، جا به جایی، بازگویی، ویرایش، تفسیر و سوتفاهم است، نه به عنوان یک کژدیسی بلکه به عنوان منطق همه ی آن چه حقیقت می نامیم. این هیچ جا خود را بهتر از این نشان نمی دهد که آثار فست به رغم این که اغلب اکیدا سیاسی اند اما نهایتا از گفتارهای غالب سیاسی بیرون می افتند و نظام دلبخواهی تازه ای را بر ما تحمیل می کنند، که ابدا انتظارشان را نداریم.